آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
96
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
اردبيل اعزام داشته بود مورد استقبال قرار گرفتيم . او براى سوارى و حمل بار ما تعداد چهل نفر شتر و سيصد رأس اسب تهيه ديده بود ، زيرا به سبب وجود كوههاى بلند و درههاى عميق نمىتوانستيم از گارى استفاده كنيم . آذوقه نيز براى ما در نظر گرفته شده بود . به اين ترتيب كه روزانه ده رأس گوسفند ، سى باتمن شراب ، برنج ، كره ، تخم مرغ ، بادام ، كشمش ، سيب و از اين قبيل تهيه ديده بودند . بههرحال سفر را ادامه داديم و مسير راه تقريبا يك مايل از ارس به طرف بالا بود . توقف شبانهء ما در مرغزارى در فاصله نيم مايلى از ساحل و در كلبههاى چوپانى مدور شكل بود كه مهماندار به خاطر ما از قبل دستور فراهم كردنشان را داده بود . روز سوم آوريل مرغزار مذكور را پشت سر گذاشتيم و شب را در همان كلبهها كه مهماندار آنها را از جاى خود كنده و جلوتر فرستاده بود ، به سر برديم . در آن روز چند گلهء بزرگ از وحوش را كه تركها آن را جيران « 1 » و ايرانىها آهو « 2 » مىنامند ، ديديم . اينها تقريبا شبيه گوزن هستند ولى پشمشان سرخ رنگ و شاخشان مانند شاخ بز به طرف عقب خم شده است و بسيار تند مىدوند . اين نوع حيوان وحشى گويا فقط در مغان ، شماخى ، قرهباغ « 3 » و مراغه « 4 » وجود دارد . در كنار نهرى كه بالا رود « 5 » نام داشت و ما براى لحظهاى استراحت و نوشيدن در آنجا توقف كرديم ، تعداد زيادى لاكپشت ديديم . آنها در كنار ساحل بلند و روى زمين و تپهها سوراخهايى در ماسه و شن كنده و در آنها تخمگذارى كرده بودند . قسمتهائى را كه لاكپشتها براى تخمگذارى انتخاب كرده بودند ، حدود ظهر آفتاب فرامىگرفت و بدين ترتيب بچههاى آنها در شرايط بهترى در تخم
--> ( 1 ) - Tzeiran ( 2 ) - Ahu ( 3 ) - Karabach ( 4 ) - Marrage ( 5 ) - اصل : Balahru